
چشم بصیرت نگشایی چرا؟
بی خبر از خویش چرایی چرا؟
از ره غفلت به گدایی رسی
گر به خود آیی به خدایی رسی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بعضی وقتها یه اتفاقایی تو زندگی می افته که آدمو مجبور می
کنه برگرده و گذشتشو مرور کنه. از ظهر داشتم به گذشتم فکر می کردم به این که چه
خطایی ازم سر زده که حالا دارم تاوانشو پس می دم؛ ولی هر چی فکر می کنم عقلم به جایی
قد نمی ده ؟؟؟
این ضرب المثلُ حتما شنیدید که مارگزیده از یه سوراخ دوبار گزیده نمی شه، ولی من اعتراف می کنم که از یه سوراخ (یه موضوع) دوبار گزیده شدم؛ چراشو نمی دونم ...
ولی خوب خیلی مهم نیست، این نیز بگذرد ...
اصلا حالم خوب نیست 
پ.ن: پایان ناآرامی ها !!!!
طبقه بندی: متفرقه،
سالها رفت و هنوز
یک نفر
نیست بپرسد از من
که تو از
پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا
نیمه ی شب منتظری
همه جا می
نگری
گاه با
ماه سخن می گویی
گاه با
رهگذران،خبر گمشده ای می جویی
راستی
گمشده ات کیست؟
کجاست؟
صدفی در
دریا است؟
نوری از
روزنه فرداهاست
یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
طبقه بندی: متفرقه،

الان 10 ساله که من و فائزه با هم دوستیم، چه زود گذشت !

امروز کلی با هم درددل کردیم، من که اصلا تو بازار حواسم به مغازه ها و وسایل نبود، بیشتر حواسم به حرفهایی بود که می زدیم. فکر کنید از کلاسم زدم رفتم بازار
، ولی خوب عیبی نداره واقعا لازم بود، بازار نه ها! دیدن فائزه و حرف زدن باهاش !خیلی دوست دارم خاطرات روزانمو اینجا بنویسم، ولی نمی دونم از کجا شروع کنم !!! دوران راهنمایی و دبیرستان که بودم همه خاطرات رو می نوشتم؛ یه سالنامه داشتم که هر شب یه صفحشو پر می کردم اونم با چه چرت و پرت ایی
الان که بر می دارم می خونمش خندم می گیره، سر بعضی هاشم می شینم یه دل سیر گریه می کنم
، یادش بخیر. انشالا اگه خدا بخواد از این به بعد میام اینجا می نویسم به جای سالنامه !
الان می رم آهنگ همه چی آرومه گوش بدم از گوشیم (بهم آرامش می ده)، ولی الان دو هفتست که واسه من همه چی ناآرومه

که:جمال تو چراغ چمن است
گفت: امروز که زیبا و خوشم
رخ من شاهد هر انجمن است
چونکه فردا شد و پژمرده شدم
کیست آنکس که هواخواه من است؟
به تن، این پیرهن دلکش من
چو گه شام بیائی، کفن است
حرف امروز چه گوئی فرداست
که تو را بر گل دیگر وطن است
همه جا بوی خوش و روی نکوست
همه جا سرو و گل و یاسمن است
عشق آنست که در دل گنجد
سخن است آنکه همی بر دهن است
بهر معشوقه بمیرد عاشق
کار باید، سخن است این، سخن است
میشناسیم حقیقت ز مجاز
چون تو بسیار در این نارون است
پروین اعتصامی
طبقه بندی: متفرقه،
که به غیر از گلها
از همه دلگیرم
کوله ام غرق غم است، آدم خوب کم است
عده ای بی خبرند
عده ای کور و کرند
و گروهی پکرند
معذرت می خواهم
عده ای نیز خرند...
دلم از این همه غم می گیرد
دلم از غصه ی بی هم نفسی می میرد...
سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد
تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد
بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من
که بغض آشنای ابر گریه می خواهد
بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم
و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد
طبقه بندی: متفرقه،
دلتنگه دلتنگم ...
و راه فراری نیست از این دلتنگی.
بار زندگی بر دوشم سنگین ...
و آوای ناامیدی ام بلند.
شمع امیدم از اشکهایم خیس ...
و به هیچ حیله ای دیگر روشن نمیگردد.
اینجا تاریکِ تاریک است...
طبقه بندی: متفرقه،
تبلیغات